در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها, روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .
او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيه الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الـلـه العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض) که پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دينـى بـود. در حـالـيكه بيـش از 5 مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـيهايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد
بديـن ترتبيب امام خـميـنى از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانيف ) بوده است و همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـويى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم گـرديد .

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
ادامه مطلب...
مرحوم آيتالله بهجت بارها گفته بود: قرآن كتابي پيامبرساز و جامع كمالات همه انبياء اولوالعزم(ع) است و سزاوار است با گرسنگي و صبر با خرده نان هم شده قرآن كريم را تحصيل و تدريس نمائيم.

مرحوم آيتالله بهجت، عارف فقيهان معاصر، بزرگترين اصولي عارف معاصر و تنها بازمانده از شاگردان آيتالله محمدحسين اصفهاني (معروف به محقق اصفهاني) و ميرزاي نائيني، دو سال است كه اين دنياي فاني را وداع گفت و هزاران نفر را تنها گذاشت.
آيتالله بهجت با اينكه در ميان توده مردم به فردي عارف مسلك شناخته ميشد ولي عميقترين مباحث فقهي و اصولي را آموخته و تدريس ميكرد، ايشان علاوه بر فقه و اصول در فلسفه و تفسير قرآن هم تأملهاي ژرفي داشت.
به همين مناسبت، گروه آيين و انديشه خبرگزاري فارس، به انتشار گزيدهاي از دغدغههاي ايشان درباره رابطه انسان معاصر با قرآن را منتشر ميكند.
* وظيفه مسلمان نسبت به قرآن
آيتالله بهجت از جمله وظايف مسلمانان و مومنين را نسبت به قرآن كريم را احيا قرآن، طواف عاشقانه، توسل و تمسك آگاهانه و حفظ و عمل به قرآن كريم دانستهاند، نگرشهاي حكيمانه ايشان چنين است:
وظيفه همه ما احياي قرآن و بهرهبرداري از آن است؛ كار ما به اين جا رسيده كه با دانستن قرآن زير بار كفار ميرويم. خدا لعنت كند كساني را كه كفار را بر بلاد اسلامي و مسلمانان مسلط ميكنند. ما مسلمانان با اين قرآن كريم كه داريم در خانهها و بلاد خود نشستهايم و از سوي ديگر دشمنان خود را هم كالعدم حساب كردهايم.
بايد مسلمانان را تنبه دهيم كه استعمارگران و كفار خيال دارند از هر راهي و به هر وسيلهاي كه شده قرآن را از دست آنان بگيرند. معروف است كه يكي از نمايندگان مجلس عوام انگليس در حالي كه نطق ميكرد و قرآن را به دست گرفته گفت: تا اين كتاب در دست مسلمانان است نميتوانيم بر آنان حكومت كنيم و يكي از سردمداران فرق انحرافي گفته بود كه بايد مصحف، ناقص شود و به غير عربي ترجمه گردد و قرار حكومتهاي دست نشانده در جوامع اسلامي اين است يا قرآن در دست مسلمانان نباشد تا بر آنها حكومت كنند يا نظير تورات و انجيل ترجمه دلخواه گردند و يا آيات برائت از مشتركين و سب و لعن كفار از قرآن اسقاط گردد و فقط آيات مربوط به خداپرستي باقي بماند.
گاه هم شنيده ميشود كه ميخواهند آيات منتخبه به جاي قرآن چاپ شود تا اينكه كل قرآن در دستها نباشد. (لا يبقي من القرآن الا درسه رسمه) از قرآن به جز درس آن و يا عكس آن باقي نميماند البته در اين صورت درس قرآن هم نميماند، بلكه درس بعض قرآن ميماند، نه تمام قرآن.
استعمارگران و كفار، خيال دارند هيئت اجتماعيه قرآن را بگيرند و به صورت اجزا و جزوات به دست مسلمانان بدهند و كم كم آن اجزا را هم از دستشان ميگيرند يا آيات منتخبه و در نتيجه قرآن ناقص را به دست مردم ميدهند، بعد همان را هم به اساني از دست آنها ميگيرند. ما هم با همه يبداري و توطئههاي دشمنان در خوابيم پس كي بيدار ميشويم تا ببينيم دشمن عليه ما چه ميكند؟
خدا كند در ما عشقي پيدا شود به مجموع قرآن و عترت، تا اولا بتوانيم يگانگي قرآن و عترت و معجون مركب از آن دو را بيابيم و ثانيا در مقام پيروي و عمل با توجه به آن دو و بر محور آن دو طواف عاشقانه بنماييم و بدانيم كه آنها از هر معشوقي بيشتر شايسته عشقورزي هستند. ما اگر جمال روحاني و زيباي قرآن و اهل بيت را ببينيم برگرد آنها طواف ميكنيم.
امام كاظم (ع) فرمودهاند:( في القرآن شفاء من كل داء) در قرآن بهبودي از هر گونه درد و بيماري وجود دارد (يستشفي به لكل داء) با قرآن ميتوان براي بهبودي هر بيماري توسل جست، با توسل به قرآن ميتوان بلاها و فتنهها را از خود و جامعه اسلامي برطرف نمود. توسل به ائمه اطهار(ع) و قرآن در تحصيل علم، كسب اخلاص تهذيب نفس و ترك گناهان به انسان ياري ميدهد.
دستور قرآن كريم به طور موكد اين است كه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) اي كساني كه ايمان آوردهايد تقواي الهي پيشه سازيد و براي رسيدن به مقام قرب او وسيله بجوئيد و در راه او كوشش نمائيد باشد كه رستگار گرديد.
* سزاوار است با گرسنگي و صبر با خرده نان هم شده قرآن كريم را تحصيل و تدريس نماييم
با داشتن قرآن و عترت فقري و كمبودي نداريم. سزاوار است با گرسنگي و صبر با خرده نان هم شده قرآن كريم را تحصيل و تدريس نمائيم و به معارف آن آگاهي پيدا كنيم كه (لا تفني عجائبه) شگفتيهاي موجود در آن پايان ناپذير است. تمسك به قرآن و اهل بيت(ع) حيات است، تمسك به امور ديگر حيات انسان را ميگيرد و تمسك به قرآن و اهل بيت (ع) حيات است.
به قرآن و عترت ملتزم باشيم. اگر كسي يكي را ضايع كند ديگري را هم ضايع كرده است زيرا اين دو با هم اتحاد دارند و تفكيك ناپذير ميباشند، چنان كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:اني تارك فيكم الثقلين كتابالله و عترتي اهل بيتي لن يفترقا حتي يردا علي الحوض؛ من دو چيز سنگين و گرانبها در ميان شما به يادگار ميگذارم. يكي كتاب خدا و ديگري عترت طاهرين. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
* قرآن جامع كمالات همه انبياء اولوالعزم(ع) است
اگر به قرآن عمل ميكرديم ديگران را به اسلام و قرآن جذب مينموديم، زيرا قرآن جامع كمالات همه انبياء اولوالعزم(ع) است. چند صحيفه براي حضرت آدم(ع) و چند صحيفه براي حضرت شيث(ع) نازل شده و صحف ابراهيم و موسي و ساير انبياء و همه آنها در قرآن جمعند ولي ما از آن غافليم.
خدا ميداند حفظ قرآن چقدر در استفاده از اين معدن و منبع رحمت الهي مدخليت دارد، آيا از اين بالاتر ميشود تعبير كرد كه: «من ختم القرآن، كانما ادرجت النبوه بين جنبيه و لاكنه لا يوحي اليه»؛ هر كس قرآن را ختم كند گوئي كه نوبت در وجود او گنجانده شده است با اين تفاوت كه به او وحي نميشود؛ يعني قرآن غايت كمال غير انبياء(ع) را به او ميرساند. ما آن گونه كه بايد و شايد از قرآن استفاده نميكنيم. شخصي از قرآن مأنوسان ميگفت: در عرض دو يا سه ماه، دو ختم يا سه بار به صورت عادي قرآن را ختم نمودم و ديدم كه حافظ كل قرآن هستم. حتي به قصد حفظ هم نخوانده بودم چنان حافظ قرآن شدهام كه ايات قرآن را از ميان لابلاي خطوط كتب تفاسير ميتوانم تشخيص بدهم.
قاعدتا حفظ قرآن خيلي آسان است و تكرار هم لازم ندارد. «قال رسوالله(ص): سهل الله حفظه لامته»؛ خداوند قرآن را بر امت رسول خدا(ص) آسان نموده است، ولي بر ابقاء و نگهداري از آن تكرار لازم است، زيرا كه فرمود (تعاهدوا هذا القرآن...) قرآن را تكرار كنيد كه زود از خاطر ميرود. البته اگر حافظ قران در هر شبانه روز كمتر از يك جزء بخواند، فراموش ميكند و خواندن بيش از يك جزء در شبانه روز هم خستگي آور است.
* بركات و آثار قرآن كريم از ديدگاه آيتالله بهجت
عارف رباني حضرت آيتالله بهجت(ره) ضمن طرح كرامات و معجزات قرآن كريم آن را مأمن مومنان، برنامه انسان سازي و كمال آفريني بر شمردهاند كه به طرح اين فرازها ميپردازيم:
اگر چشم بصيرت داشتيم سخن خداي متعال را كه ميفرمايد: «وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى» قدر ميدانستيم، ولي ما همچنان نشستهايم و هواي نفس بر ما غالب گشته كه اين كرامات و معجزات قرآن را مانند دور و تسلسل محال ميدانيم.
آقائي را بنده ديده بودم كه به بركات چند آيه قرآن هر ميوهاي را كه ميخواست هر چند در غير آن فصل حاضر ميساخت. بالاترين انعام الهي و هديه آسماني و غيبي، همين قرآن است اما چگونه بايد با آن رفتار كنيم تا بتوانيم از آن بهرهمند شويم. در احوالات پدر مرحوم شيخ جعفر شوشتري(ره) اوردهاند كه پسر نابينائي را نزد ايشان آوردند، ايشان هم دست روي چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شده بودند مقداري كه خوانده بودند بچه گفته بود بابا از ميان انگشتان آقا ميبينم و وقتي كه حمد تمام شده بود، همه جا و همه چيز را كاملا ديده بود. عدهاي از افراد سطحينگر در محضر علامه ملا خليل قزويني(ره) بودند، سوال كردند كه قضيه حضرت داوود(ع) كه خداوند در قرآن ميفرمايد (وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ) آهن را براي او نرم نموديم اين بوده كه خداوند نحوه ساختن كوره آهنگري و ذوب آهن را به حضرت داوود(ع) الهام نمود تا او آهن را در كوره آتش بگزارد تا ملايم و انعطافپذير باشد. مرحوم قزويني فرمود: او كه پيغمبر خدا بود و شما بعيد ميدانيد كه آهن در دست او نرم و به اختيار او باشد. اين كه چيزي نيست از بنده هم كه پيغمبر نيستم اين كار ساخته استف سپس يك مجمعه يا سيني از مس را كه در برابرش بود با دو انگشت مثل قيچي از وسط دو نيم كرد و فرمود: اين گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود(ع) نرم و ملايم نموده بود.
* اگر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم
حالمان به انكار و تكذيب و استهزاء
آيات الهي قرآن ميرسد
اگر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم حالمان به انكار و تكذيب و استهزاء آيات الهي قرآن ميرسد. هادي، مصلح و مأمن و پناهگاه ما قرآن و عديل آن عترت هستند ولي ما در فكر مامن نيستيم و با اين كه در حال نزول هستيم، قاصد صعوديم و از خود راضي و گرفتار معاصي و كوچك شمردن آنها و عدم استغفار از آنها هستيم.
* قرآن كريم كتابي است كه پيغمبر ساز است
قرآن كريم كتابي است كه پيغمبر ساز است زيرا پيغمبران دو گونهاند. قسم اول: پيامبراني هستند كه از جانب خداوند به پيامبري تعيين شدهاند، قسم دوم پيغمبراني كمالي، كه در اثر ايمان و عمل به دستورات قرآن، به كمالات پيامبري نائل ميگردند.
بنابر اين، قرآن پيغمبراني كمالي تربيت ميكند و پيغمبر ساز است. البته اگر انسان اهليت داشته باشد، در و ديوار هم به اذن خدا معلم او خواهند بود، و گرنه هيچ سخني در او اثر نخواهد كرد. چنان كه سخنان پيغمبر اكرم(ص) در ابو جهل اثر نكرد و شاگردان قرآن و پيغمبر(ص) بعد از رحلت آن حضرت چه فتنهها كه به پا نكردند.
خدا ميداند قرآن براي اهل ايمان، مخصوصا اگر اهل علم باشند، چه معجزهها و كراماتي دارد و چه چيزهائي از آن خواهند ديد برنامهي قران آخرين برنامهي انسانسازي است كه در اختيار ما گذاشته شده است، ولي ما از آن قدرداني نميكنيم. اهل تسنن و ما (قرآن عترت) را آن گونه كه بايد نشناختيم و قدر ندانستيم.
خبرگزاري فارس

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
دستورالعمل های اخلاقی4
دستور العمل هاى اخلاقى از حضرت آيت الله العظمى بهجت (ره)
شناخت محرك الحمد لله وحده و الصلوه على سيد الانبياء محمد و آل ساده الاوصياء و الطاهرين و اللعن الدائم على اعدائهم من الاولين و الآخرين .و بعد مخفى نيست بر اولى الالباب كه اساس نامه حركت در مخلوقات شناختن محرك است كه حركت احتياج به او دارد و شناختن ما منه الحركه و ما اليه الحركه و ما له الحركه ، يعنى بدايت و نهايت و غرض كه ، آن به آن ممكنات متحرك به سوى مقصد مى باشند، فرق بين عالم و جاهل معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است و تفاوت منازل آنها در عاقبت به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتداء پس اگر محرك را شناختيم و از نظم حركات حسن تدبير و حكمت محرك را دانستيم تمام توجه ما به اراده تكوينيه و تشريعيه او است . خوشا به حال شناسنده اگر چه بالاترين شهيد باشد و واى به حال ناشناس اگر چه فرعون زمان باشد در عواقب اين حركات جاهل مى گويد: اى كاش خلق نمى شدم ، عالم مى گويد: كاش هفتاد حركت به مقصد نمايم و باز گردم و حركت نمايم و شهيد حق بشوم . مبادا از زندگى خودمان پشيمان شده بر گرديم صريحا مى گويم به طور مثال اگر نصف عمر هر شخصى در ياد منعم حقيقى است و نصف ديگر در غفلت ، نصف زندگى حيات او محسوب است و نصف ديگر ممات او محسوب است با اختلاف فوت در اضرار به خويش و عدم نفع .خداشناس مطيع خدا مى شود و سر كار با او دارد و آنچه مى داند موافق رضاى اوست عمل مى نمايد، و در آنچه نمى داند توقف مى نمايد تا بداند و آن به آن استعلام مى نمايد و عمل مى نمايد يا توقف مى نمايد.عملش از روى دليل و توقفش از روى عدم دليل . آيا ممكن است بدون اينكه با سلاح اطاعت خداى قادر باشيم و قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر به مقصد برسد؟ آيا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست مگر براى خدايان و ضعفى نيست مگر براى غير آنها حال اگر در اين مرحله صاحب يقين شديم بايد براى عملى نمودن صفات و احوال بدانيم كه اين حركت محققه از اول تا آخر مخالفت با محرك دواعى باطله است كه اگر اغناء به آنها نكنيم كافى است در سعادت اتصال به رضاى مبداء اعلى :افضل زاد الراحل عزم اراده (40) و الحمد لله اولا و آخرا و الصلوه على محمد و آله طاهرين و اللعن الدائم على اعدائهم اجمعين
مرد عمل باشيد
جماعتى هستند كه وعظ و خطابه و سخنرانى را كه مقدمه عمليات مناسب مى باشند با آنها معامله ذى المقدمه مى كنند كانه دستور اين است كه بگويند و بشنوند براى اينكه بگويند و بشنوند و اين اشتباه است . تعليم و تعلم براى عمل مناسب است و استقلال ندارد براى تفهيم اين مطلب و ترغيب به آن فرموده اند: (( كونوا دعاةالناس بغير السنتكم )) (41) با عمل بگويد و از عمل ياد بگيرد و عملا شنوايى داشته باشيد، بعضى مى خواهند معلم را تعليم نمايند.حتى كيفيت تعليم را از متعلمين ياد بگيرند بعضى التماس دعا دارند و مى گوييم براى چه ؟ درد را بيان مى كنند دوا را معرفى مى كنيم به جاى تشكر و به كار انداختن باز مى گويند: دعا كنيد! دور است آنچه مى گوييم و آنچه مى خواهند، شرطيت دعا را با فضيلت آن مخلوط مى كنند ما از عهده تكليف خارج نمى شويم بلكه بايد از عمل بگيريم و محال است عمل بى نتيجه باشد و نتيجه از غير عمل حاصل بشود اينطور نباشد:
بى مصلحت مجلس آراستند نشستند و گفتند و برخاستند
خدا كند قوال نباشيم فعال باشيم ، حركت عمليه بدون علم نكنيم توقف با علم بكنيم آنچه مى دانيم بكنيم در آنچه نمى دانيم توقف و احتياط بكنيم تا بدانيم قطعا اين راه پشيمانى ندارد به همديگر نگاه نكنيم بلكه نگاه به دفتر شرع نماييم و عمل و ترك را مطابق با آن نماييم . (42 )
تولى و تبرى
كسى كه به خالق و مخلوق متيقن و معتقد باشد و با انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم جميعا مرتبط و معتقد باشد و توسل اعتقادى و عملى به آنها داشته باشد و مطابق دستور آنها حركت و سكون نمايد و در عبادات قلب را از غير خدا خالى نمايد و فارغ القلب نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد و با مشكوك ها تابع امام عصر (عجل الله الفرج ) باشد، يعنى هر كه را امام مخالف خود مى داند با او مخالف باشد و هر كه را موافق مى داند با او موافق ، لعن نمايد ملعون او را ترحم نمايد و بر مرحم او على سبيل الاجمالى ، هيچ كمالى را فاقد نخواهد بود و هيچ وزر و وبالى را واجد نخواهد بود.
در خانه اگر كس است يك حرف بس است
گفتم كه الف ، گفت دگر، گفتم هيچ ، در خانه اگر كس است يك حرف بس است بارها گفته ام و بار دگر مى گويم كسى كه بداند هر كه خدا را ياد كند خدا همنشين اوست احتياج به هيچ وعظى ندارد. مى داند چه بايد بكند و چه بايد نكند، مى داند كه آنچه را كه مى داند بايد انجام دهد و آنچه كه نمى داند بايد احتياط كند
ذكر عملى
هيچ ذكرى بالاتر از ذكر عملى نيست ، هيچ ذكر عملى بالاتر از ترك معصيت در اعتقادات نيست ، و ظاهر اين است كه : ترك معصيت به قول مطلق و بدون مراقبه دائميه ما صورت نمى گيرد
ياد خدا
همه مى دانيم كه رضاى خداوند اجل با آنكه غنى با لذات و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد در اين است كه بندگان هميشه در مقام تقرب به او باشند. پس مى دانيم كه براى حاجت بندگان به تقرب به مبدا الطاف و به ادامه تقرب ، محبت به ياد او ادامه ياد او دارد پس مى دانيم كه به درجه اشتغال به ياد او انتفاع ما از تقرب به او خواهند بود. و در طاعت و خدمت او هر قدر كوشا باشيم به همان درجه مقرب و منتفع و به قرب خواهيم بود و فرق ما و سلمان (سلام الله عليه ) در درجه طاعت و ياد او كه موثر در درجه قرب ماست خواهد بود و آنچه مى دانيم كه اعمالى در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد و بايد بدانيم كه آنها هر كدام مورد رضا خداست . ايضا خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است ، پس بايد بدانيم كه هدف بايد اين باشد كه تمام عمر صرفا در ياد خدا و طاعت او و عبادت بايد باشد تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم و گرنه بعد از آنكه ديديم بعضى ها به مقامات عاليه رسيدند و ما بى جهت عقب مانديم پشيمان خواهيم شد و وفقنا الله لترك الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين
به معلومات عمل كنيد
آقايانى كه طالب مواعظ هستند از ايشان سوال شود آيا به مواعظى كه تا حال شنيده ايد عمل كرده ايد يا نه ؟آيا مى دانيد كه هر كس عمل كرد به معلومات خود خداوند مجهولات او را معلوم مى فرمايد آيا اگر عمل به معلومات اختيارا ننمايد شايسته است توقع زيادتى معلومات ؟ آيا بايد دعوت به حق از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق نماييد آيا طريق تعليم را بايد بدهيم يا آنكه ياد بگيريم ؟ آيا جواب اين سوال ها از قرآن كريم (( و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا )) (43) و از كلام معصوم : من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم (44) روشن نمى شود؟ خداوند توفيق مرحمت فرمايد كه آنچه را مى دانيم زير پا نگذاريم و از آنچه نمى دانيم توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود نباشيم از آنها كه گفته اند:
بى مصلحت مجلس آراستند نشستند و گفتند و برخاستند

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
سرآمد هر شري بيحيايي است. يك روايت از امام صادق(ع) است كه ميفرمايد: «الْوَقَاحَهُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ» سرآمد همه اينها بيحيايي است، يعني سرآمد نفاق، شقاق و كفر اين است.

براي آشنايي با مباحث اخلاقي، مقدّمهاي را گفته و بعد وارد بحث ميشوم.
كيفيّت سير مباحث اخلاقي
================
مباحث اخلاقي بر محور قواي دروني انساني، يعني قوه شهوت، غضب و وهم مطرح ميشود. مباحث اخلاقي اينطور هستند. علماي اخلاق، براي هر كدام از اين قوا رذايل و فضايلي را ميشمارند و وارد بحث آن ميشوند. مثلاً رذيلههاي قوه شهوت را شمارش ميكنند، يا راجع به خشم و غضب و ر ذايلش و مقابلاتش بحث ميكنند. يك رذيله را ميگويند، بعد ضدّ آن را كه فضيلت است، بيان ميكنند. تا بحث ميرسد به جايي كه يك قوّه به تنهايي نقش ندارد، مثلاً جاهايي ممكن است از دو قوّه يا سه قوّه، يك رذيله پيش بيايد. يعني شهوت و غضب منشأ همان رذيله ميشود. رذيله را موضوع بحث قرار داده و ميگويند: گاهي ممكن است ريشه اين رذيله، شهوت باشد و گاهي ممكن است غضب باشد. اينها مقدّمه است براي اين كه به بحثمان برسيم.

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
ادامه مطلب...
دستور العمل هاى اخلاقى از حضرت آيت الله العظمى بهاء الدينى (قدس سره)۴
اخلاق
در سفارش هاى اخلاقى ايشان ، بيشتر تاكيدشان بر اخلاص بود، تا مى ديد يك شرك عملى در كسى پيدا شده توى ذوقش مى زد اما اين را از كجا متوجه مى شد نمى دانستم !؟ ايشان فرمود (( معنا ندارد انسان در نماز حواسش پرت شود )) گاهى هم به طور غير مستقيم با آوردن مثالى فردى را متوجه مى كرد
آثار وجودى
يك وقتى برخى از رفقاى ما به ايشان پيشنهاد مى كردند كه اگر به فلان منطقه يك مسافرتى بفرماييد خوب است ولى ايشان قبول نمى كردند، عرض مى شد آقا چرا قبول نمى كنيد، مى فرمود (( من آثار دينى در اين مسافرت نمى بينم )) .آقايى نقل مى كردند يك بار به يكى از روستاهاى اطراف قم رفته بودم يك نفرى گفته بود چون فلانى اينجا آمده است به احترام ايشان من يك مسجد مى سازم جايى كه آثار نداشت نمى رفتند.
ارزش نمازهاى يوميه
از مولانا على بن ابى طالب است كه فرمود: (( مثل الصلوه مثل الحمه على باب الرجل )) (32) نماز، مثل حمام در خانه است . كه انسان هر روز پنج مرتبه خود را در آن مى شويد. اگر انسان روزى پنج بار خود را در حمام بشويد (( ايبقى معه الدرن )) آيا كثافات باقى مى ماند؟ نه ، منتها نماز، درن و كثافات معنوى را از بين مى برد (( ان الصلوه تنهى عن الفحشا و المنكر )) (33) حمام كثافات ظاهرى را پاك مى كند. اجمالا، نماز سازنده است ، اگر انسان به وسيله نماز تطهير شد همه چيز عوض مى شود اگر نماز مقبول واقع نشد معلوم است كه تطهيرش نكرده است و چيزهاى ديگر هم قبول نمى شود، اگر نماز قبول شد، انسان از بسيارى از معاصى فاصله مى گيرد
اربعين كليمى
من اخلص لله اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمه على قلبه و منه على لسانه كسى كه چهل روز با اخلاص صبح كند ينابيع (چشمه ها) حكمت بر قلبش ريزش مى كند و از آنجا به زبانش ، و شايد ما تجربه كرده ايم . همين طور است البته تجربه نمى خواهد مطلب حقيقت دارد. ولى من تجربه هم كرده ام تا آنجا كه بتوانيد اخلاص پيدا كنيد بقيه آن را از خدا بخواهيد، به ائمه (عليهم السلام ) متوسل شويد
حضور قلب در نماز
سوال : براى اينكه در نماز توجه و حضور قلب داشته باشيم چه بايد كرد؟
جواب : بايد انشاء الله با اطاعت خدا كم كم جهات ايمانى براى شما روشن شود.يعنى وجدان كنيد كه خدايى هست . نه اين فقط بشنويد. شنيدن تنها چندان فايده اى ندارد، اين كه آدم مطالب را بفهمد، غير شنيدن است
سوال : چگونه بايد جهات ايمانى را وجدان كرد؟
جواب : از طريق بندگى خدا - يعنى بايد عبادت خدا را كرد. بايد به دستگاه خدا اخلاص پيدا كرد و كار را براى خدا انجام داد. حرف براى خداوند زد، حركت براى خدا كرد. در اين صورت ، آنچه ديگران نمى فهمند شما مى فهميد.
شرط مقبوليت نماز ((نماز خواندن يا معلق بازى))
سوال : خواندن نماز در پنج وقت بهتر است يا جمع كردن بين آنها؟
ج : اين موضوعات از جزئيات است و زياد مهم نيست ، آنچه اصل است و روح نماز است اين است كه اگر ديديد نماز شما مورد قبول است يا نه از اين جا تجربه كنيد كه اگر ديديد نماز شما جلو دروغ و فساد و منكرات را مى گيرد، بدانيد نماز شما مقبول است ، كار نماز اين است ، همان طور كه آتش مى سوزاند و آب خاموش مى كند نماز هم انسان را از منكرات نجات مى دهد. آن زمانى كه انسان به فكر منكر افتاد اگر ديد نمازش مانع دروغ گفتن اوست ، به او گفت ، تو كه نماز مى خوانى ، عبادت خدا را مى كنى ، اين كار را نكن ! و اين كار را نكرد، بداند نمازش مورد قبول است . (( ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكر (36) )) در كلمات حضرت امير (عليه السلام ) آمده است : (( مثل الصلوه مثل الحمه على باب الرجل )) مثل نماز، مثل حمام در خانه است ، انسانى كه پنج مرتبه در شبانه روز حمام مى رود آيا بدن او آلوده است . اين نماز را هم اگر كسى آن گونه كه بايد آن را انجام دهد، روحش را از كثافات و معصيت ها تطهير مى كند، اگر ديديد از معاصى پاك شديد، دروغ نمى گوييد، خيانت نمى كنيد، كلك و حقه بازى را كنار گذاشتيد، بدانيد نماز خوانده ايد، وگرنه بدانيد معلق بازى كرده ايد، نماز نخوانده ايد
مراقبت از نماز
سوال - مراقبت در نماز يعنى چه ؟
ج - محافظت در نماز در اين است كه به اوقات نماز اهتمام ورزيد، يك مراقبت و محاسبه اى هم مال آدم است . و آن اين است كه انسان در هر شبانه روز فكر كند كه امروز از صبح كه حركت كرده ايم تا به حال كه مى خواهيم بخوابيم چند كار خوب كرده ايم و چند كار بد كرده ايم . اين مراقبت مربوط به انسان است اگر ديد امروز خرابى هاى شما كمتر است خوشبخت شويد. اساس كار خود شماست . خانواده ها و فاميل هاى شما وقتى به شما نگاه مى كنند، دلشان مى خواهد كه مثل شما باشند، خيال نكنيد كه فقط خودتان درست شده ايد، اين دار و دسته اى كه با شما هستند همه وضعشان عوض مى شود. به خصوص اگر پدر و مادر هم داشته باشيد، پدر و مادر شما هم خوشحال مى شوند آخر از يك انسانى كه خرابى ندارد، خدمتگزار است ، به درد مى خورد، كسى بدش مى آيد؟ اين چنين انسانى ، ناراحتى ندارد، همه ناراحتى مال چاقوكش ها و شياطين و توطئه گران است
عقل كليد مشكل ها، دروغ بدتر از شراب
ان الله عزوجل جعل الشر اقفالا و جعل مفاتيح تلك الاقفال الشراب و الكذب شر من الشراب (38) خداوند براى معاصى و شرور، قفل هايى قرار داده است ، باب دروغ و شر و معصيت خدا بسته شده است و قفل آن عقول انسانى است . اگر كسى هتاكى و سفاكى كند خانه كسى را خراب كند، هر عاقلى به او مى گويد، چرا اين كار را مى كنى ؟ عقلش به او مى گويد چرا خانه مردم را خراب مى كنى ؟! عقل ها كه زايل شد در برابر معاصى و شرور مانعى نيست ، پس شراب كليد همه قفل هاست . يعنى همه قفل ها را شراب باز مى كند.آدم مست لايعقل ، هر معصيت و خراب كارى را مرتكب مى شود

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
دستور العمل هاى اخلاقى از حضرت آيت الله علامه طباطبايى (قدس سره)3
اذن استاد در ذكر
مرحوم علامه طهرانى (قدس سره ) از علامه طباطبايى (قدس سره ) نقل مى فرمودند: ذكر و ورد عبارت است از اذكار و اوراد لسانيه و كيفيت و كميت آن منوط به نظر استاد است چه حكم دوائى را ماند كه بعضى را نافع و بعضى ديگر را مضر است و گاه اتفاق مى افتد كه سالك به دو ذكر مشغول مى شود كه يكى او را به كثرت توجه مى دهد و ديگرى به وحدت و در صورت اجتماع نتيجه هر دو خنثى مى گردد و نتيجه اى عائد نمى شود. البته اذن استاد، شرط در اورادى است كه اذن عام در آن داده نشده است اما آنچه اذن عام داده شده اشتغال به آن مانعى ندارد
حضور قلب در نماز
در لحظات آخر عمر شريف علامه طباطبايى (قدس سره ) يكى از شاگردان خصوصى علامه مى گويد از ايشان پرسيدم چه كنم در نماز به ياد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم ؟براى شنيدن بيانات استاد، گوشم را نزديك دهانش بردم ، چند بار فرمود:توجه ، مراقبه ، توجه ، مراقبه به ياد خدا باش و خدا را فراموش نكن
آخرين سفارش علامه طباطبايى (ره)
علامه طباطبايى اهل مراقبه بود، يك وقت خدمت آن بزرگوار رسيديم كه دستور العملى به ما بدهد فرمود: مراقبه و محاسبه اين حالت را، شخص سالك بايد از ابتداى سير و سلوك تا انتهاء ملتزم باشد.فرمود آخر شب ، قبل از خواب اعمالى را كه در روز انجام داده ايد بررسى كنيد.هر يك از اعمالتان كه خوب بود خدا را براى آن حمد و سپاس گوييد و توفيق انجام بهتر آن را در روز بعد از خداوند مسالت كنيد.اگر خداى ناكرده تقصير و يا خطايى مرتكب شده بوديد، فورا توبه كنيد و تصميم بگيريد كه ديگر آن را انجام ندهيد. اگر ديديد خلاف هاى شما متعدد است تصميم بگيريد فردا آن را كم كنيد. خلاصه فرمود: مراقبه و محاسبه بايد هميشه باشد.حتى در اين اواخر كه نمى توانست درست حرف بزند يكى از رفقاء از ايشان خواسته بود توصيه هايى بفرماييد باز فرمود: مراقبه ، محاسبه
دين دارى بالاترين رياضت
حضرت استاد حسن زاده آملى مى فرمودند كه : مرحوم علامه طباطبايى (قدس سره ) مى فرمودند: (( بزرگترين رياضت دين دارى است )) .
صفاى باطن و روياى صالحه
شبى در قم در معيت حضرت استاد علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى روحى فداه ، به سوى منزل آن جناب كه بيت المعمور اين كمترين بوده است مى رفتيم ، در اثناى راه به من فرمود: قبل از آن كه به توجه بنشينى ، سوره متبركه (( و الضحى و الم نشرح )) را بخوان كه براى انتقال ، و صفاى باطن ، و روياى صالحه در حال توجه بسيار مفيد است

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
دستور العمل هاى اخلاقى از عارف فرزانه علامه ميرزا على قاضى تبريزى (ره)
نماز اول وقت
آيت الله مصباح يزدى فرمودند: (( مرحوم علامه طباطبايى (ره ) و آقاى بهجت از مرحوم قاضى (ره ) نقل مى كردند كه ايشان فرمودند: اگر كسى نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقام عاليه نرسد، مرا لعن كند!! و يا فرمودند: به صورت من تف بياندازد!! )) اول وقت ، سِر عظيمى است (( حافظوا على الصلوات )) خود يك نكته اى است غير از (( اقيموا الصلوه )) ! اينكه انسان اهتمام داشته باشد و مقيد باشد كه نماز را اول وقت بخواند. فى حد نفسه آثار زيادى دارد ولو حضور قلب هم نباشد.
دنيا مى خواهى نماز شب بخوان
علامه طباطبايى مى گويد:چون به نجف اشرف براى تحصيل مشرف شدم از نقطه نظر قرابت و خويشاوندى و رحميت گاه گاهى به محضر مرحوم قاضى شرفياب مى شدم : تا يك روز در مدرسه ايستاده بودم ، مرحوم قاضى از آنجا عبور مى كردند، چون به من رسيدند دست خود را روى شانه من گذاردند و فرمودند: اى فرزند! دنيا مى خواهى نماز شب بخوان ، آخرت مى خواهى نماز شب بخوان .اين سخن آنقدر در من اثر كرد كه از آن روز به بعد تا زمانى كه به ايران مراجعت كردم ، پنج سال تمام در محضر قاضى روز و شب به سر بردم و آنى از ادراك فيض ايشان دريغ نمى كردم
روايت عنوان بصرى و اهميت آن از ديدگاه علامه قاضى (ره)
امام صادق (عليه السلام ): عنوان تو را به نه چيز سفارش و وصيت مى كنم :سه تا از آن نه امر درباره تربيت و تاديب نفس است . سه تا از آنها درباره حلم و بردبارى است و سه تا از آنها درباره علم و دانش است . پس اى عنوان آنها را به خاطر بسپار، و مبادا در عمل به آنها سستى و تكاهل كنى .پس حضرت فرمود: اما آن چيزهايى كه راجع به تاديب نفس است آنكه :مبادا چيزى را بخورى كه بدان اشتها ندارى .چرا كه در انسان ايجاد حماقت و نادانى مى كند، و چيزى را مخور مگر آنگاه كه گرسنه باشى و چون خواستى بخورى از حلال بخور و نام خدا را ببر و به خاطر آور حديث رسول اكرم (ص ) را كه فرمود: هيچ وقت آدمى ظرفى را بدتر از شكمش پر نكرده است . بناء على هذا اگر به قدرى گرسنه شد كه ناچار از تناول غذا گردد. پس به مقدار ثلث شكم خود را براى طعامش بگذارد، و ثلث آن را براى آبش و ثلث آن را براى نفسش . (15) و اما سه چيز كه راجع به بردبارى و صبر است . پس كسى كه به تو بگويد:اگر يك كلمه بگويى ده تا مى شنوى به او بگو: اگر ده كلمه بگويى يكى هم نمى شنوى !و كسى كه ترا شتم و سب كند و ناسزا گويد، به وى بگو، اگر در آنچه مى گويى راست مى گويى من از خدا مى خواهم تا از من در گذرد و اگر در آنچه مى گويى دروغ مى گويى پس من از خدا مى خواهم تا از تو در گذرد، و اگر كسى تو را بيم دهد كه به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت ، تو او را مژده بده كه من درباره تو خير خواه مى باشم و مراعات تو مى نمايم .و اما آن سه چيزى كه راجع به علم است . پس از علماء بپرس آنچه را كه نمى دانى و مبادا چيزى را بپرسى تا ايشان را به لغزش افكنى و براى آزمايش و امتحان بپرسى و مبادا از روى راى خودت به كارى دست زنى ، و در جميع امورى كه راهى به احتياط و محافظت از وقوع در خلاف امر دارى احتياط را پيشه خود ساز.و از فتوى دادن بپرهيز، همانطور كه از شير درنده فرار مى كنى ، و گردن خود را جسر و پل عبور براى ديگران (مردم ) قرار نده
اهميت روايت عنوان بصرى از ديدگاه علامه على قاضى (ره )
عارف فرزانه علامه على قاضى روايت عنوان بصرى را دستور مى دادند به شاگردان تلاميذ و مريدان سير و سلوك الى الله تا آن را بنويسند و بدان عمل كنند و علاوه بر اين مى فرمودند بايد آن را در جيب خود داشته باشند و هفته اى يكى دوبار آن را مطالعه نمايند.نقل از علامه سيد محمد حسين طهرانى از كتاب گنجينه عرفان عنوان

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This